وائل کفوری

بحبك انا كتير
بحبّك انا كتير يا حبيبي ضلك طل علي
تو را خیلی دوست دارم و سایه ات بر من افتاد
وعّيني بكير، أغمرني ولمسلي إيديّ
و چشمانم صبح زود ، و مرا در بر بگیر و دستهایم را لمس کن
نسيني بين إيديك انا شو مشتاق عليك
در میان دستانت همه چیز را از یادم ببر ، چقدر مشتاق توام
يا حبيبي خلّي قلبي خلّي يحملنا ونطير
ای عشق من بگذار قلبم ما را حمل کند و پرواز کنیم
وينك يا حبيبي إشتقتلك كتير
کجایی ای عشق من خیلی مشتاق توام
إرجع تشوفك حبيبي ما توقعت يصير
فکر نمی کردم که بشه و برگردی ای عشق من و تو را ببینم
تفكرتك نسيني وما بدك تحكيني
فکر می کردم مرا فراموش می کنی و نمی خواهی با من حرف بزنی
يا سارق حنيني
ای کسی که مهرم را از من ربودی
حبّك بعدو باقي ومش ممكن إنساك
عشقت هنوز ماندگار است و محال است که تو را فراموش کنم
وما بيقدر ع فراقي وانا إلي بهواك
و تاب دوری من را ندارد و این منم که عاشق توام
إرجعلي وضلّك حدي انا غيرك ما بدّي,
برگرد و نزد من بمان من غیر از تو را نمی خواهم
لا غيرك ما بدييي أه
غیر از تو را نمی خواهم
بحبّك انا كتير اه
تو را خیلی دوست دارم
ترجمه از سایت ترجمه ترانه های عربی است ، استفاده از ترجمه فقط با ذکر آدرس مجاز است