يا قمر انا وياك
فيروز

يــاقـمـر أنــا ويــاك صحبة من زغرنا
ای ماه من و تو ، دوستی از بچگی
حبينا قمرنا وعشنا أنا ويـاك ..يا قمر
عاشق ماهمان شدیم و من و تو با هم زندگی کردیم ای ماه
وياما أنا وياك لونّا سمانا وزرعنا هوانا
و چه بسیار که من و تو آسمانمان را رنگ آمیزی کردیم و عشقمان را کاشتیم
ياقمر أنا ويــاك ....يـــا قـمـر
ای ماه من و تو ...ای ماه
خطر الهوى ع العين والحلو ناطرنا
عشق بر چشمها خطور کرد و زیبا رو منتظر ماست
ضحكو قناطرنا...بالورد ع الميلين
سقف هایمان خندیدند ... با گل ها در دو سمت
والحكي حكي وع البال
و حرف ، سخن گفت و در ذهن بود
قصص الهوا.... تنقال
داستان های عشق ... نقل می شوند
يـــا قــمــر أنــا ويــاك
ای ماه من و تو
خطر الهوا بالدار قالولنا أوعى
خطر عشق در خانه است به ما گفتند برحذر باشید
بكرة الدني بتوعى
فردا جهان اگاه می شود
ع اسرار منّا اسرار
بر رازها ، از رازهای ما
قصص وقصص تنقال
داستان ها و داستان ها گفته می شود
حلم ولفي ع البال
خواب معشوقم در ذهنم هست
يـــا قـمـر أنــا ويـــاك
ای ماه من و تو
ترجمه از گروه ترجمه سایت ترجمه ترانه های عربی است . استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است