اصاله نصری

ترجمه کل البوم نص حاله
اتفرج علی نفسک
اتفرج على نفسك ياللى فرحت كتير فى اللى حصلى
خودت را تماشا کن ای کسی که از اتفاقی که برای من افتاد شادمان شدی
وياريتك فكرت تدارى
و ای کاش به این فکر می افتادی که مرا دلداری دهی
بقى جاى بتندم دلوقتى وحياتك ماتضيع وقتى
و حالا پشیمان نزد من آمدی ،به جان خودت وقت مرا نگیر
ده بنارك انا بردت نارى
چراکه با آتش تو شعله آتش من سرد شد
ايوة انا فرحانة فيك وعيبك من كل الدنيا جتلى انا
بله من برای تو خوشحال هستم.عیب تو این است که از همه دنیا به نزد من آمدی
والعادى ان الندم يجيبك وعليك حتفرج انا
و این عادی است که پشیمانی به سراغ تو بیاید،من تو را تماشا خواهم کرد
الدنيا فى لحظة بتتغير واهو جالك يوم تبقى صغير
دنیا در یک لحظه تغییر می کند و آن روز برای تو رسید که کوچک شوی
وكفاية كل اللى جرالك
کافی است آنچه برایت رخ داده است
ايه جابك ماترد عليا صدقنى خلاص هونت عليا
چه چیزی تو را به نزد من آورد جواب بده باور کن دیگر برای من مهم نیستی
وهسيبك مش هسأل مالك
من تو را رها خواهم کرد و نخواهم پرسید که چگونه ای
--------------------------------------------------------------------------------
بقی طبیعی
بقى طبيعى عليا اشوفك جاى عليا
دیگر برای من عادی شده که ببینم تو آمدی
اللى فى بالى يا حبيبى انساك
ای عشق من آن چیزی که در ذهنم است این می باشد که تو را فراموش کنم
مهو حقيقى لوحدك تيجى وتنسى
این واقعیت است که خودت می آیی و فراموش میکنی
كلامها قصاد اللى راحتها معاك
حرفهای آن کسی را که آسایشش با تو بود
كل ماشوفك اقول لاء مش معقول
هر وقت تو را می بینم می گویم که نه !عاقلانه نیست
انا قلبى ازاى بقى بيك مشغول وبسرعة كده
من قلبم چگونه و به این سرعت مشغول تو شد
يعنى اللى حبوا اوام مش اى كلام
یعنی آن کسی که فرد به سرعت عاشقش می شود هیچ چیز خاصی نیست
عمرى يا حبيبى ماشوفت غرام انا شكله كده
ای عشق من ،من در عمرم عشقی به این صورت ندیده بودم
كانوا زمان يقولولى وياما حكولى
در گذشته پیوسته به من می گفتند و برایم تعریف می کردند
عشان كده من كل الغرام انا اخاف
به همین دلیل است که من از عشق می ترسیدم
بس اهو طعم الدنيا معاك حاجة تانية
اما طعم دنیا با تو چیز دیگری بود
انا واللى مسمعش حبيبى اهو شاف
من و کسی که نشنید حال آین عشق را با چشمانشان میبینند
--------------------------------------------------------------------------------
اوقات
اوقات بخاف فيها وانا لوحدى وحاجات تجيب فى خيالى وتودى
بعضی وقت ها ترس برم می دارد و من تنهام و چیزهای در خیالاتم می آید و می رود
ودا لما ببقى لوحدى مش وياك مع كل ثانية انا فيها بستناك
و این وقتی است که من تنهام و با تو نیستم و در هر ثانیه من منتظر توام
لو ضيعت منى الحب مش هلقاه ولا هبقى عايشة حياة دى حياتى بس معاه
اگر از دستم بروی ، عشق را پیدا نمی کنم و زنده نیم مانم زندگی من فقط با اوست
انا كل قلقى بس من الايام تاخدك وتنسى اوام لانى صعب انساك
تمام نگرانی من از روزهاست که تو را ببرند و زود مرا فراموش کنی و سخت است که من تو را فراموش کنم
قلقانة لتيجى اللحظة وتسبنى وتملى دا اللى شاغلنى وتاعبنى
نگران لحطه ای هستم که مرا رها کنی و از من خسته بشی این است که ذهنم را مشغول کرده و مرا خسته کرده
علشان معاك الدنيا حبيتها ومشاعرى بس انت اللى حستها
بدین خاطر که من دنیا را با تو عاشق شدم و تو احساساتم را فقط تو درک کردی