اصاله نصری

نص حاله
اللى بينا نص حالة
آن چیزی که بین ماست نصف یک حالت است
نص للحب اللى يمكن نصها التانى استحالة
نصف عشقی که ممکن است و نصف دیگری غیر ممکن
استحالة نرتبط ابدا ببعض كل ما نحاول نقرب نلقى بعد
غیر ممکن است که با یکدیگر ارتباط برقرار کنیم هر وقت که سعی می کنیم به
یکدیگر نزدیک شویم دوری پیدا می کنیم
زى مايكون اللى بينا شئ غريب
مثل آنکه بین ما چیز عجیبی وجود داشته باشد
لعنة الحب اللى بتذل الحبيب
لعنت بر عشقی که عاشق را مبتذل و آشفته می کند
واللى بينا نص حالة
آنچه بین ماست نصف یک حالت است
واللى عشنا العمر نحلم بيه نلاقيه
وآنچه همه عمرمان آرزوی پیدا کردن آن را می کردیم
بين ايدينا ولسة بندور عليه
در بین دستانمان است و هنوز دنبالش می گردیم
زى كدبة عايشة جواها الصراحه
مانند دروغی که واقعیت درون آن زندگی میکند
نص ضحكة نص فرحة نص راحة
نصف خنده نصف شاید و نصف آسایش