مروان خوری

لو فيي
لو فيي رجع بایدی الوقت لانو شویه
اگر میتوانستم با دستانم زمان را باز میگرداندم چراکه این زمان زیادی نیست
نفس المكان ونفس ها الغنيه
همان جا و این ترانه
وانت وانا كنا باول يوم
همانطور که من و تو در اولین روز بودیم
مشتاقه كانت عينكيك وكلها حنيه
کاش میتوانستم ان روزهایی رات باز گردانم که چشمانت دلتنگ شده بودند و پر از مهربانی بودند
تضحك الي والعمر يركض ليا
به من میخندی و عمربه سوی من دود(به عمرم اضافه میشود)؟
وبعيد كان بعيد يوم اللوم
و کم بود روزهایی که خودم را سرزنش می کردم
وين راحوا لفتاتك الملياني حب وغيري
کجاست قلبی که پر از عشق و غیرت بود؟
شو ال غيرك وال كبرك يازغيري
چه چیزی تو را عوض کرد ؟ و تو را بزرگ کرد؟ای کسی که به نظر من کوچک هستی
شو ال علمك عالبعد والاحزان
چه چیزی دوری و ناراحتی را به تو اموخت؟
ماارتاحوا عيوني انا من يوم صرت بعيدة
از روزی که از هم دور شدیم چشمانم راحت نیستند
ولاعاد غيرك ايد تمسك ايدي
و هیچ دستی به جز دست تو نبود که دستم را بگیرد
ولاعاد يذكر حبنا النسيان
دیگر عشق فراموش شده ما بر سر زبان ها نبود
لو فيي رجع بايدي العمر لانو مرة
اگه میتوانستم حتی یک بار هم که شده دنیا را به عقب باز می گرداندم
وترجع الي بالليل هاك الغمرة
و در یک شب همان عشق گذشته ها را باز گردانم
سكر عليك الورد غل ونام
و تو را گل باران کنم و اسوده به خواب بروم
لو فيي رد الحكي وقت اللي كنت تقولي
اگر میتوانستم،حرفهای گذشته را که به من میزدی باز میگرداندم
بحبك انا وعيونك يغنولي
میگفتی دوستت دارم و چشمانت برای من اواز میخواندند
احلى قصيدة ورجع الايام
بهترین اشعار و قصیده ها را برای من میسراییدی، و روزها را باز میگرداندم...
دانلود ترانه : rm
mp3 
ترجمه از ZeeZee_mna است . استفاده از ترجمه فقط با ذکر نام مترجم امکان پذیر است .