
ترجمه ترانه ی طق موت
دانا
رافعلي حواجبك وفوق مانا مستحملاك برده مش عاجبك وبتحتار
ابروهايت را برايم بلند كردي و من تو را تحمل نمي كنم انگار كه خوشت نيومده و حيروني
شوف يا روحي هددني تعبت تعبت معاك سيباك دلوقتي وخدت قرار
ببين عزيزم من از كارهايت خيلي خسته شده ام و تصميم گرفتم تو را الان رها كنم
طق موت لا مش هفتكرك تاني طق موت ولا هتشوف صورتي خلاص
بترك و بمير ، اصلا دوباره به تو فكر نمي كنم ، بترك و بمير و شكل من را اصلا ديگه نمي بيني
طق موت موت يا مغرور يا اناني انا قطة حلوة بس بخربش لو هاتداس
بترك و بمير ، بمير اي خود خواه و مغرور من گربه ي قشنگي هستم ولي چنگ مي زنم اگر زير پا مرا بگذاري .
يا تاعبني في حبك عمرك ما تفكر ح اجري وراك ده الغدر بطبعك يا غدار
اي كسي كه مرا در عشقت خسته كرده اي تمام عمرت فكر نكن كه من دنبال تو ميام ، خيانت در وجودت تو هست اي خيانت كار
شوف واحدة تليقلك بعد اللي حصلي حصلي معاك انا ليا الجنة وليك النار
با كسي باش كه مثل خودت باشد چيزي كه بر من گذشت با توبراي من بهشت و براي تو آتش هست .
ترجمه از پيمان بيگي